close
تبلیغات در اینترنت
فلسفه
تصویر : http://up.ontolight.ir/view/2148787/Negar_11042017_122017.jpg

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 363
  • کل نظرات : 1129
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 3
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 343
  • بازديد ديروز : 165
  • بازديد کننده امروز : 68
  • بازديد کننده ديروز : 58
  • بازديد هفته : 890
  • بازديد ماه : 4,094
  • بازديد سال : 57,304
  • بازديد کلي : 230,646
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 35.175.182.106
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

ابو نصر فارابی در سال 250 در وسیج نزدیک فاراب ترکستان به دنیا آمده و پدرش نیز از نیروهای لشکری به شمار میامده وی در جوانی ذوق تحقیق و فراگیری فلسفه داشته و در طلب استاد و راهنما از این دارالعلم به آن دارالعم رهسپار بوده و کاری حز مطالعه و مقصدی جز علم نداشته .

 


ادامه مطلب

در بخش اول این گفتار ، تلاش شد که تفاوتهای اساسی میان علم و اسطوره بیان شود و مرزی هر چند غیردقیق میان علم و اسطوره ترسیم شود و چنین استدلال شد که بشر می تواند با گذر از اسطوره در راه شناخت حقایق ، به سازوکارهای " علمی " روی آورد . به عبارت دیگر ، چنین استدلال شد که اسطوره ها نمی توانند مبنای مناسبی برای شناخت بشر باشند . در این بخش این سوال مطرح می شود که اصولاً علم ( با تعریف مشخص آن به معنای دانش منظم و نه هر نوع آگاهی ) که تلاش شد مرزی میان آن و اسطوره ترسیم شود ، چیست و چه الگوهایی وجود دارد که همین مفهوم نیز به شکل اسطوره ای نگریسته نشود . به عبارت دیگر ، سوال اینست که استدلال و استنتاج علمی چیست و چگونه می توان آن را به گونه ای نگریست که این فرایند ، خود منجر به اعتقادات جزمی و اسطوره ای نشود و اصولاً ملاکمان برای " علمی بودن " یک استدلال چیست ؟ خواهیم دید که در جبهه علم نیز هنوز راه درازی در پیش است تا " تفکر علمی " بشر از پیرایه اسطوره ای زدوده شده و " دانش خالص " بشر ، بتواند حقایق جهان را آشکار ساخته و ملاک تشخیص مناسبی برای " علم " از " شبه علم " داشته باشد . 


ادامه مطلب

علم و اسطوره ( بخش نخست )

علم چیست ؟ اسطوره چیست ؟ در نگاه اول ، به راحتی می توان میان علم و اسطوره تفاوت قائل شد و علوم را از اساطیر تفکیک کرد . علم ، مفهوم مقدسی است که ساحت آن مملو از یافته های دقیق و مبتنی بر روش شناسی علمی است اما اسطوره ، تا حدی به دلیل خیالپردازیها و تمثیلات بشری از ناشناخته هاست . جهان ناشناخته ، همواره توجه بشر را به خود جلب کرده و انگار ، هر چه از جهان ناشناخته به جهان شناخته شده آید ، قداست و هیبت خود را از دست می دهد و به مفهومی عادی و روزمره تبدیل می شود .        


ادامه مطلب

نام وی محمد و نام پدرش زکریا و کنیه‌اش ابوبکر است. مورخان شرقی در کتاب‌هایشان او را محمد بن زکریای رازی خوانده‌اند، اما اروپائیان و مورخان غربی از او به نام‌های رازس Rhazes و رازی Al-Razi در کتاب‌های خود یاد کرده‌اند. به گفته ابوریحان بیرونی وی در شعبان سال ۲۵۱ هجری (۸۶۵ میلادی) در ری متولد شده و دوران کودکی و نوجوانی‌ و جوانی‌اش دراین شهر گذشت .زندگینامه زکریا رازی , بیوگرافی زکریا رازی


ادامه مطلب

فلسفه چيست؟

 

در حقيقت، هيچ گاه نمي توان گفت فلسفه چيست؛ يعني هيچ گاه نمي توان گفت: فلسفه اين است و جز اين نيست؛ زيرا فلسفه، آزاد ترين نوع فعاليت آدمي است و نمي توان آن را محدود به امري خاص كرد. عمر فلسفه به اندازه عمر انسان بر روي زمين است و در طول تاريخ تغييرات فراواني كرده و هر زمان به گونه اي متفاوت با ديگر دوره ها بوده است.براي اين مطلب كافي است به تعاريف مختلفي كه از آن شده نگاهي بيندازيد. در اين باره نگاه كنيد به: تعاريف مختلف درباره فلسفه با اين حال مي كوشيم تا جايي كه بتوانيم، فلسفه را معرفي كنيم. 

واژه فلسفه 

واژه فلسفهphilosophy يا فيلوسوفيا كه كلمه اي يوناني است، از دو بخش تشكيل شده است: 

فيلو به معني دوستداري و سوفيا به معني دانايي. 

اولين كسي كه اين كلمه را به كار برد، فيثاغورس بود. وقتي از او سئوال كردند كه: آيا تو فرد دانايي هستي؟ جواب داد:نه، اما دوستدار داناييفيلوسوفر هستم. 

بنابراين فلسفه از اولين روز پيدايش به معني عشق ورزيدن به دانايي، تفكر و فرزانگي بوده است. تعريف فلسفه فلسفه تفكر است. تفكر درباره كلي ترين و اساسي ترين موضوعاتي كه در جهان و در زندگي با آن ها روبه رو هستيم. فلسفه وقتي پديدار مي شود كه سوالهايي بنيادين درباره خود و جهان مي پرسيم. سوالاتي مانند:زيبائي چيست؟ قبل از تولد كجا بوده ايم؟ حقيقت زمان چيست؟ 

آيا عالم هدفي دارد؟ اگر زندگي معنايي دارد، چگونه آن را بفهميم؟ 

آيا ممكن است كه چيزي باشد و علتي نداشته باشد؟ ما جهان را واقعيت مي دانيم، اما واقعيت به چه معناست؟سرنوشت انسان به دست خود اوست و يا از بيرون تعيين مي شود؟ 

چنانچه در اين سئوالات مي بينيم، پرسش ها و مسائل فلسفي از سنخ امور خاصي هستند و در هيچ علمي به اين چنين موضوعات، پرداخته نمي شود.مثلا هيچ علمي نمي تواند به اين سئوال كه واقعيت يا حقيقت چيست؟ و يا اين كه عدالت چيست؟ پاسخ گويد. اين امر به دليل ويژگي خاص اين مسائل است. 

يك ويژگي عمده موضوعات فلسفي، ابدي و هميشگي بودنشان است. 

هميشه وجود داشته و هميشه وجود خواهند داشت و در هر دوره اي، بر حسب شرايط آن عصر و پيشرفت علوم مختلف، پاسخ هاي جديدي به اين مسائل ارائه مي گردد. 

فلسفه مطالعه واقعيت است، اما نه آن جنبه اي از واقعيت كه علوم گوناگون بدان پرداخته اند.


ادامه مطلب