close
تبلیغات در اینترنت
تاریخچه شهرنشینی در ایران باستان (قسمت اول)

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 363
  • کل نظرات : 1129
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 3
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 172
  • بازديد ديروز : 1,830
  • بازديد کننده امروز : 30
  • بازديد کننده ديروز : 68
  • بازديد هفته : 4,051
  • بازديد ماه : 6,679
  • بازديد سال : 33,515
  • بازديد کلي : 206,857
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.166.207.223
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

 

 

هدف از نوشتن این مقاله، پر کردن شکافی است که در ادبیات فعلی وجود دارد. تاریخ شهرنشینی ایرانی ها در زمان بعد از اسلام بسیار روشن تر و واضحتر از قبل از اسلام است. به همین دلیل با انداختن نور به نیمه تاریک تر تاریخ شهرنشینی ایرانی ها، خیلی از عجایب تاریخ بشریت کشف خواهند شد.

برخی از محققین مانند دیولافوای معتقدند که شهرنشینی در ایران به حدود هفت هزار سال پیش از میلاد هم می رسد. در برخی از منابع آورده شده است که حتی زمانی که آریایی ها به آن سرزمین (ایران) مهاجرت کردند شاهد پدیده نیمه شهرنشینی در ایران شدند. یعنی حدود هشت هزار سال پیش. در زمان آریایی ها و بعد از آن در حکومتهایی مانند هخامنشیان، مادها، پارتی ها و... شهرنشینی به شکلی پیشرفته تر ظهور کرد و هیچکدام این حکومتها باعث تضعیف این فرآیند نشدند. در نهایت باید گفت که ایران با شهرنشینی ظهور کرد. پدیده ای که در بیشتر کشورهای اروپایی، در  قرون وسطی متولد شد. سعی بر این است تا در پایان این مقاله بتوان تصویری روشن از چگونگی به وجود آمدن شهر و شهرنشینی به طور عام، و به طور خاص در ایران باستان به دست آید.

کلیدواژه ها: تاریخ شهرنشینی / آریایی ها / ایران باستان .

 

       http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/5/55/Takhteh_Jamshid.jpg/320px-Takhteh_Jamshid.jpg

 

  •  روش :

موضوعی که در این مقاله مورد بحث قرار گرفته موضوعی تاریخی است. بنابراین باید جواب سوالات مطرح شده در این مقاله را با مراجعه به کتاب ها و مقالات و ... پیدا کرد. در نتیجه شیوه کتابخانه ای برای این مقاله مناسب می باشد. همچنین در این مقاله از نظرات و گفته های تخصصی دانشمندان این حوزه هم استفاده خواهد شد. به طور کلی روش این مقاله از چهارچوب کتابخانه ای بیرون نخواهد رفت.

 

  •  ساختار مقاله :

در ابتدا به تعاریف متعددی که برای مفهوم شهر ارائه شده است، خواهیم پرداخت. زیرا یکی از عناصر چهارچوب مفهومی این مقاله، مفهوم شهر است. در انتهای این بحث ، به یک تعریف کلی خواهیم رسید و در تمام این مقاله منظور از شهر، همان تعریف است. در بخش دوم به روند ظهور شهر و شهرنشینی اشاره ای هرچند کوتاه خواهیم داشت. اینکه چگونه بشر به زندگی پیچیده شهری روی آورد. در ادامه خواهیم گفت که چه عواملی در شکل گیری شهر نقش داشته اند. در بخش چهارم به بدنه اصلی این مقاله خواهیم رسید؛ یعنی تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران باستان که موضوع اصلی این بحث است. و در نهایت، شهر را در حکومت های متفاوت ایران باستان بررسی خواهیم کرد. اینکه هرکدام چگونه تاثیر بر روند شهرنشینی ایران داشتند. برای مثال، حکومت هخامنشیان چه سیاست هایی را برای شهر و گسترش آن پیش گرفت و ...

در پایان هم طبق روال همه مقالات، نتیجه گیری از همه بحث ها به عمل خواهد آمد که بیانگر مقصود اصلی این مقاله خواهد بود.

 

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/5/5c/Fra_Carnevale_-_The_Ideal_City_-_Walters_37677.jpg/640px-Fra_Carnevale_-_The_Ideal_City_-_Walters_37677.jpg

 

                                

  • شهر چیست ؟  

تعاریف متعددی از دیدگاه های گوناگون برای شهر شده است. برای مثال در سوئد و فنلاند، هر دو هزار نفر تشکیل یک شهر را می دهند، در حالیکه در کانادا و ونزوئلا تجمع بیش از هزار نفر و در غنا تجمع بیش از پنج هزار نفر، در یونان بیش از ده هزار نفر و در مصر بیش از یازده هزار نفر تشکیل شهر می دهند. تنوع بسیار در تعریف شهر بر اساس جمعیت آن و با توجه به اختلاف وضع جغرافیایی و اقتصادی کشورها طبیعی است(سلطان زاده ، 1362 :41 ).

از دیدگاه جامعه شناسی، تعاریف متعددی ارائه شده، چنانکه مولیر« هر تجمعی که جایگاه فعالیت های ویژه ای باشد» را شهر میداند و سمبارت محلی را شهر می داند که« با توسعه و گسترش آن مردم همدیگر را نشناسند». همچنین لوئی ویرث شهرنشینی را نوعی شیوه زیستن خاص می داند و چنین می گوید: « شهر ، یک روند تغییرات است . این یک شیوه زندگی است که در موسسه ای نسبتا بزرگ ، دائما میان انبوهی از افرادی که از نظر اجتماعی ناهمگن هستند جاری است».(همان )

اگر بخواهیم به این تعاریف متعدد انسجام بدهیم، باید به چند ویژگی مشترکی که در همه آنها برای شهر ذکر شده، اشاره کنیم. یکی از این ویژگی ها شیوه معیشت شهری و دوری روز افزون آن از کشاورزی است؛ به این صورت که شهر از نظر اقتصادی همواره به روستا و یا مناطق زیر کشت وابسته است، اما کار اصلی شهری ها دیگر کشاورزی نیست. ویژگی دیگر شهر ، مسکن است. در شهرها بر خلاف روستاها، مسکن زیاد و بسیار فشرده است. و درنهایت خصوصیت کالبدی شهر است که باعث تمایز آن از روستا می شود(سلطان زاده ، 1362 :42 ). چون شهر دارای کارکردها و عملکردهای گوناگون (فرهنگی، صنعتی، سیاسی، فراغت و ...) است، طبعا دارای کالبدی ویژه است تا بتواند تمام این کاربردها را در فضایی مخصوص به خود جای دهد.(همان ).

 

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/2b/Mohenjo-daro.jpg/640px-Mohenjo-daro.jpg

هدف از تاکید بر دانستن معنای جامع و مانع مفهوم شهر این است که اگر روشن نشود که شهر چیست و چه تفاوتهایی با روستا دارد، نخواهیم فهمید که شهر و شهرنشینی چه موقع ظهور کردند. باید ویژگی های آن روشن شود تا هر جا در دنیای تاریخ به نشانه هایی از آن برخوردیم، بتوانیم به طور تقریبی حدس بزنیم که قدمت آن چقدر است.

   

 

  • مفهوم شهر چگونه ظهور کرد؟

 

در این قسمت میخواهیم بدانیم که در واقع چه اتفاق یا سلسله اتفاقاتی رخ داد که شهر متولد شد. آیا انسان آگاهانه به سمت چنین سبک معماری، تمدن، حمل و نقل و به عبارت بهتر سبک زندگی رفت یا خودش هم از این فرآیند بی خبر بود. یکی از بهترین پاسخ ها برای این سوال، پاسخی است که در زیر آورده شده است:

در حدود ده هزار سال پیش تحول عظیمی در زندگی انسان به وجود آمد که  پایه های تمدن و فرهنگ بر آن استوار گشت  این تحول را انقلاب کشاورزی نامیده اند.خاورمیانه را خاستگاه اولیه و حداقل یکی از مهمترین مراکز این تحول عظیم در اقتصاد دانسته اند. از پیامدهای بسیار مهم زراعت، یکجانشینی بود. زیرا کشتکاران از وابستگی به شکار و کوچ مداوم در پی آنها رها شدند و بجای آن وابسته به زمین گردیدند. سکونت دائم، توجه به مسکن و سپس در مراحل بعد، دیگر تاسیسات اجتماعی را پدید آوردند. روستاها که از نظر کشاورزی وصنایع دستی رشد قابل ملاحظه ای نموده و  وضع تولیدشان خوب بود، مورد توجه اقوام کوچ نشین منطقه و سایر اهالی واقع شدند و در فصل برداشت محصول، مورد تجاوز و حتی گاه در معرض نابودی کامل قرار داشتند؛ زیرا تازه واردها تنها قصد تصاحب محصولات را نداشتند، بلکه سرزمین حاصلخیز را برای اقامت خود در نظر داشتند.  برای حفظ امنیت،  ساکنان این روستاها دیواری معمولا به طول ده متر دور روستا می کشیدند. در درون آن خانه های خود را می ساختند . اهمیت درون این حصارها به تدریج به آنجا رسید که حیاتی نوین در آن آغاز و بازارهایی برای تجار در آنجا تشکیل گردید(سلطان زاده،1362:25-33).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f7/Ur-Nassiriyah.jpg/640px-Ur-Nassiriyah.jpg

 

تا اینجا شاهد جرقه های اولیه ایجاد شهر هستیم. شهرهایی که نه به شکل و کارکرد شهرهای امروزی بودند و نه به شکل روستا و ده؛ بلکه فقط شکل گسترش یافته روستا بودند.

 

  • عوامل موثر در پیدایش شهر:

در اینجا به چند عامل مهم که در پیدایش شهر و شهرنشینی نقش داشته اند اشاره خواهیم کرد.یکی از مهم ترین عوامل پیدایش شهرها در ایران عامل سیاسی- اداری بوده است. سپس عوامل دیگری مانند نظامی، تجاری، مذهبی و ...نقش داشته اند.

  •        عامل سیاسی- اداری :

 تهاجمات اقوام و گروه های مهاجم، به ویژه چادرنشینان، که حضور و تداوم آنها و تضادشان با جامعه شهری و روستایی، باعث ایجاد مانعی بر سر راه توسعه شهرنشینی میشد، با به وجود آمدن دولت های متمرکز و مستبد، تقریبا از بین رفت. همچنین نیاز دولت ها به محلی برای استقرار ارکان دولتی و نهادهای اداری- سیاسی، باعث گسترش شهرنشینی شد. به شکل روشن تر، دولت ها به محلهایی توسعه یافته، بزرگ و پررونق از بیشتر جنبه ها داشتند. به همین دلیل دست به گسترش برخی مناطق تجاری و اقتصادی زدند که باعث گسترش مفهوم شهر شد(سلطان زاده ،1362 : 41 ).

برای عینی تر شدن تاثیر عامل سیاسی- اداری بر روند شهرنشینی ایران باستان، میتوان به سراغ شهر هگمتانه رفت :

      روایات موجود در باب علت پیدایش نخستین شهر مادی یعنی هگمتانه حاکی از آن است که این شهردر پی تشکیل اولین نهاد های اداری – سیاسی در کشور، و به سبب ضرورت وجد سکونتگاهی جهت استقرار نهادهای حکومتی و کارگزاران آن،  توسط "دیااکو" بنیانگذار شاهنشاهی ماد ساخته شد. همچنین شهرهایی مانند پاسارگاد و پارسه(تخت جمشید ) توسط شاهان هخامنشی و شهرهایی مانند هتره، تیسفون و داربگرد توسط شاهان پارتی احداث شد(سلطان زاده ، 1362 :42 و43 ).

 

 

  • عامل نظامی :

این عامل به دو شکل بر روند شهر و شهرنشینی در ایران باستان تاثیر داشت :

1 )تاثیر حملات خارجی                                               

2 )تاثیر حملات داخلی

 

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/d/df/Choghazanbil2.jpg

 

1 )حملات خارجی : به دلیل وضع جغرافیایی ویژه ایران و قرار گرفتن آن بین چند سرزمین جنگجو، همواره این سرزمین در معرض حملاتی از این کشورها و قبایل همسایه بوده است. بنابراین حاکمان ایرانی مجبور بودند تا برای حفاظت از سرزمین خود، شهرهای مرزی را در نقاط حساس احداث کنند(سلطان زاده ، 1362 :45 ).

به طور مثال کوروش کبیر برای تثبیت مرزهای شرقی ، در سالهای 539-545 به آنسو حرکت کرد و پس از تصرف مناطقی از جمله هیرکانیا ، پارت ، درانگیان، اراخوذی ، سغد ، سیردریا و خوارزم و شهرهایی مستحکم مانند    "مرکنده"احداث کرد . همچنین تیسفون هم شهری مرزی و نظامی بود که در برابر سلوکیه در ساحل دجله ساخته شد . هتره ، در زمان پارتیان نقش یک اردوگاه نظامی در برابر روم را ایفا می کرد(سلطان زاده ،1362 :46 ).

2 )حملات داخلی: علاوه بر حملاتی که از بیرون مرزها ثبات کشور را به خطر می انداخت، آشوبها و جدال های داخلی نیز کمابیش حیات شهرها را به خطر می انداخته است. تا اینکه "پیروز" فرزند دوم یزدگرد دوم، که در سال 459 میلادی به سلطنت رسید، سه شهر مرزی و دفاعی بنا کرد که عبارت بودند از: رام- پیروز، روشن- پیروز و شهرام- پیروز(سلطان زاده ،1362 :47 و48). بنابراین حملات داخلی هم این گونه باعث تشکیل برخی شهرهای جدید و تحکیم برخی از شهرهای قدیمی تر شد.

 

پایان قسمت اول...

 

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده


  1. Boss : با تشکر از کاربر محترم hawking.

    متن مقاله بسیار روان و جذاب بود. این جور مقالات که دست نویس است و توسط شما و کاربر محترم ashena برای سایت ارسال می شود ، از ارزش زیادی برخوردار است.




    با تشکر مجدد


  1. wind : جناب hawking عزیز
    نظرلطف شماست
    ازلطفتون سپاسگزارم وبرایتان دعای خیردارم
    متشکرم


  1. shadi : تحلیل بسیارخوب و کاربردی بود
    انصافا هم تاریخ شهرنشینی درایران قدمتی طولانی دارد.
    دوست دارم بخش دوم آن راهم هرچه زودتربخوانم
    مرسی کاربرمحترم


  1. abdi : بسیارعالی بود......خیلی به دردمون خورد....آخه ماچندتادانشجوی سال اولی هستیم.
    بخش دوم رازودتربگذارید.......منتظریم........خیلی ممنون


  1. behnam : از همه کاربران فهیم و محترم سایت تشکر می کنم که با نظراتشان، بنده را خوشحال کردند. ممنون...
    اما کاربر wind:
    شکسته نفسی می فرمایید. تحصیلکردگی هیچ ربطی با فهیم بودن ندارد!! از نوع جملات و گفته های شما به راحتی میتوان برداشت کرد که انسانی فهیم و پخته هستید. هرکس چیزهایی می داند که برای بقیه جالب و جز مجهولات است. بنده به عنوان یک دانشجوی ساده، باور کنید که هر روز حتی از باغبان دانشکده، مسئول غذا، پیرمردها و یا بچه های کوچک در خیابان و ... چیزهای زیادی یاد می گیرم. حتی باغبان دانشکده را بر خیلی از اساتیدم ترجیح میدم. شاید عجیب باشد اما واقعی است. پس اینکه تحصیلکرده بودن و فهیم بودن را کنار هم می گذارید درست نیست. ثبت نام شما در یک سایت علمی، نظرات جالب و تامل برانگیز، حضور فعال و خیلی از ویژگی های دیگر شما نشان از فهیم بودن جنابعالی دارد.


  1. mahsa : آفرین به شماکه مطلب زیبایی راارسال کردید.
    خوشحال شدم که شماهم متنی ارسال کردید که خودتان نوشته اید.
    خودمطلب هم آنچنان زیبا وجذب کننده بود که من دوبارخواندم .
    ازشمامتشکرم که به تاریخ ایران اهمیت دادید.ومن هم منتظربخش دوم هستم.
    خیلی متشکر


  1. wind : متن زیبا وروان شمارادرباره تاریخ شهرنشینی درایران خواندم ولذت بردم.
    حرفه ای وجالب بود.خیلی ازاین اطلاعات را قبلا نمیدانستم.وخوشحالم که سایت سپهردانش کاربرانی تحصیلکرده وفهیم دارد.(غیرازبنده)
    من هم منتظر بخش دوم مطلب جذاب شماهستم.
    متشکرم


  1. amir : خوشجالم مطلبی خواندم که نگارش خودتان است.
    مطلب،تخصصی است اما چون به زبانی ساده نوشته شده قابل تقدیراست.
    پرکشش وجذاب هم هست.بنده هم منتظر بخش دوم مطلب شمامیمانم.
    این مطالب راخیلی دوست دارم وپیگیرهستم.
    خیلی متشکرم


  1. HAMI : کاربرمحترم جناب hawking
    بسیاربسیارلذت بردم واستفاده کردم از مطلب بسیارخوب وتخصصی شما
    مطلب جاذب شما همراه باتوضیحات ودسته بندی خوبتان،مشوق من است که بخش دوم رانیز درانتظارباشم.
    بی صبرانه منتظرهستم وازشماکمال تشکررادارم
    مرسی


  1. معصومه : با سلام
    مقاله ی خیلی خوب و جذابی بود . آن را با دقت خواندم و بی صبرانه منتظر بخش دوم آن هستم . بسیار منظم و با جملات ساده و روان نوشته بودید که این باعث می شود خواننده با اشتیاق بیشتری مطلب را دنبال کند . تعریف سمبارت از شهر برایم جالب بود :« با توسعه و گسترش آن مردم همدیگر را نشناسند». با این تعریف، الان فکر کنم هر کوچه هم یک شهر نامیده شود چون افرادی که در آن زندگی می کنند هم همدیگر را نمی شناسند .
    متشکرم از شما

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید: